هیپنوتیزم
اواخر تابستان امسال رفته بودیم عروسی پسر دوست قدیمی مامان و بابام شهر میانه بعد رفتیم خونه اون کی دوستمون اقای سیدین ی پسر نوجوون داره به اسم پارسا اراد تسبیح و برداشته بود جلوی چشمای پارسا اینور و اونور میکرد بعد بهش گفت وقتی این تسبیح رو نگه داشتم تو چشاتو وا کن و بگو : إ ! من کیم؟ اینجا کجاست؟ و اقا پارسا دقیقا همونطور عمل کرد قربون دوتاتون برم خیلی با نمک بودن اون لحظه ...
نویسنده :
شین (نسیم) مامان
1:18
اراد و عمو فیتیله ایها
سلاااااااااااام امروز خیلی شادم چون با ارادی رفته بودیم خدمت عموهای فیتیله ای که اومده بودن شهرمون.خیلی خوب بود خیلی انگار به این جشن نیازمند بودم بیشتر خودم ذوق داشتم تا ارادی ...
نویسنده :
شین (نسیم) مامان
0:16
سلام عشق کوچولوی من
سلام قلب مامان خیلی وقته برات نمینویسم اما امروز اومدم که بنویسم .حالا که ماشالله کمی بزرگتر و عاقلتر شدی منم بیشتر به کارام میرسم دوست دارم هر هنری رو یاد بگیرم تو این ٢ سال اخیر کمی برات بافتنی بافتم.معرق کار کردم .کاشی کاری کردم.بافتنی با قلاب رو یاد گرفتم البته اموزشهای شما همچنان هست. برای خودت مردی شدی عزیزم.خیلی خوب و بی غلط صحبت میکنی غذات رو خودت بعضی وقتا با کمک مامان میخوری. تو اشپزی کمکم میکنی .یاد گرفتی که ببخشیدا خودت رو تمییز میشوری.ماشاالله اقایی شدی برا خودت بعضی وقتا دستور میدی بعضی وقتا عصبانی میشی با بچه ها بازی میکنی اوستایی هستی واسه خودت تعمیرات میکنی پیچ ها...
نویسنده :
شین (نسیم) مامان
8:10
آبله مرغان
بچه های همسایه طبقه بالاییمون ابله مرغان گرفته بودن و با رفت و امدهای انان آرادی هم از روز جمعه غروب هفته پیش دچار این بیماری شد و الان که روز یکشنبه است دقیقا 10 روزه که با این بیماری در جنگه.سخت بود ولی خوب شد که گذشت.الان هم دوران نقاهت رو پشت سر میگذرونه و زخمهاش کم کم از بین میرن خدایا به خاطر همه داده ها و نداده هات شکر ...
نویسنده :
شین (نسیم) مامان
7:41
زمان کلاسهای آراد
روزهای یکشنبه ساعت 10 صبح کلاس کارآفرینی مکان : مهد کودک راه اینده خاله سپیده ترم اول استاد :خاله زهرا روزهای زوج کلاس زبان ساعت 9_10:30 مکان : تهران آکسفورد بالای ساختمان برقی ترم اول استاد :خانم مریم انصاری ...
تقدیم با عشق
آراد قلب مامان این روزها اگه یکم دارم باهات بد رفتاری میکنم دلیلش دوست نداشتن نیست دلیل این رفتارم به دلیل این هست که نمیخوام زیاد به من وابسته بشی و اخلاق کودکانه داشته باشی .امیدوارم بتونم تو تربیتت کوشا باشم خیلی دلم میخواد که مرد بار بیای و متکی به خدای خود و خودت باشی امید دارم که به ارزوم میرسم دوست دارم مرد ارزوهام باشی تا بهت افتخار کنم گلم دوست دارم آراد نازم میبوسمت مامان نسیمت ...
وسط حرفم ...
پسر گلم ی اخلاق بدی که داره اینه که همش وسط حرف بزرگترها میپره و اجازه نمیده که بقیه صحبت کنن. نشستم باهاش صحبت کردم که ادما باید یکی یکی حرف بزنن و وسط حرف همدیگه بدون معذرت خواهی نپرن. حالا داره ی درخواست نا بجا از ما میکنه و ما قبول نمیکنیم میبینه که به نفعش نیست با عصبانیت تمام میگه * حالا وسط حرفم نپاش * ...





